شيخ ذبيح الله محلاتى

95

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

فاطمه را نيكوتر از اين مبرهن سازيم و از تخمين بيقين آريم لكن از اختلاف احاديث كثيره ضرورت داعى اين كاوش و كوشش نبود چه اگر آنچه نقد مىگشت و با حديثى موافقت مىنمود با حديث ديگر مطابقت نداشت لا جرم عنان قلم باز كشيديم . و اما شهر وفات آن مستوره كبرى ايضا به يقين معلوم نيست . ابن شهرآشوب در مناقب چهل روز گفته بنابراين در هشتم ربيع الثانى مىشود اگر بگوئيم وفات رسول خدا در بيست و هشتم صفر بوده و محمد بن همام زندگانى فاطمه را بعد از رسول خدا هشتاد و پنج روز گفته و بروايت ديگر هفتاد و پنج روز و بروايت ديگر هفتاد و دو روز و بروايت ديگر چهار ماه و بروايت ديگر دو ماه و بروايت ديگر سه ماه و بروايت ديگر سه ماه و ده روز و بروايت ديگر شش ماه و بروايت ديگر هشت ماه گفته‌اند و اين اقوال مختلفه معلوم نيست از كجا سرچشمه گرفته و معلوم است كه هرگز قابل جمع و تصحيح نخواهد بود و آنچه در نزد اكابر اماميه مشهور است زندگانى فاطمة بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم هفتاد و پنج يا نود و پنج روز مىشود كه مطابق با پانزدهم جمادى الاول بنا بر هفتاد و پنج و سوم جمادى الثانى بنا بر نود و پنج و اين قول اخير أصح اقوال است . على بن عيسى اربلى در كشف الغمه روايت مىكند كه وفات فاطمة ( ع ) روز سوم جمادى الآخرة بود و چون به خط كوفى خمسة و سبعين را با خمسة و تسعين يكسان و يك نحو مىنوشته‌اند فلذا علامهء نوري مىفرمايد كه محتمل است راوى تسعين را به سبعين اشتباه كرده باشد و مؤيد است اين قول را روشن كردن سعف خرما هنگام بيرون آوردن جنازه چه اگر پانزدهم ماه بود محتاج بروشن كردن سعف نبود همان روشنائى قمر كافى بود بعلاوه روايت مخصوص دارد ( به آن فاطمه توفيت فى الثالث من جمادى الآخرة و اللّه اعلم ) و اما روز وفات آن مستوره كبرى نيز معلوم نيست محمد بن جرير بن رستم الطبري الامامى در دلائل روايت مىكند كه روز سه‌شنبه بيست و هفتم جمادى الآخرة فاطمة وداع جهان گفت و ابن شهرآشوب در مناقب هفدهم ربيع الاول روز يكشنبه را روايت كرده در ناسخ بنا بر تقرير ما تقدم روز سه‌شنبه را دانسته